تاریخ : شنبه, ۲۹ اردیبهشت , ۱۴۰۳ Saturday, 18 May , 2024
7
مدیر کل بهزیستی استان اصفهان :

ما کلا اهل سانسور نیستیم

  • کد خبر : 6795
  • ۲۷ اسفند ۱۳۹۹ - ۱۴:۳۹
ما کلا اهل سانسور نیستیم
دریا قدرتی پور- آسیب های اجتماعی، دلنگرانی، زنان سرپرست خانوار، کودکان اعتیاد، رهاشدگان، حس ناامنی برای معلولان، وضع وخیم قانون هایی که اجرا نمی شود. تمام دلهره هایی است که در پشت صحبت های مدیرکل بهزیستی اصفهان نهفته بود. مردی که حالا تنها حدود 5 ماهی است که بر صندلی مسئولیت دار این نهاد تکیه زده، اما به قول خودش 24 سال است که با انواع آسیب های اجتماعی و مشکلات خانواده های تحت پوشش بهزیستی دست و پنجه نرم می کند.
  • چترمحافظتی بهزیستی، اما آن قدر وسیع نیست که نگذارد داغ مشکلات بر تن این جمعیت بماند. کلونی بزرگی که همه چشم امیدشان به واسطه سرباززدن بقیه نهادها از وظایفشان به بهزیستی است. با ولی الله نصر اصفهانی حدود دو ساعتی در دفترش به گفت و گو نشستیم تا از سازمانی بگوید که ۱۵۰ وظیفه را به دوش می کشد و سیزدهمین مدیر بهزیستی، در این میانه به خودش نمره ۲۱ داد.
    این موضوع را قبول دارید که افراد تحت پوشش شما از بهزیستی ناامید شده اند؟ به خصوص در دوران کرونا که همان مقدار ناچیز کمک هزینه های بهزیستی هم دیگر نه کفاف مسائل بهداشتی این جامعه را می دهد و نه با تورمی که هست مرهمی بر زخم های بی شمار آنها است.
    ببینید کرونا یک مساله جهانی است . این را قبول دارم که تورم وجنگ اقتصادی و شرایطی که بیش از یکسال است مردم را درگیر کرده، بسیاری از اقشار و دهک هایی که سطح متوسط جامعه را تشکیل می دادند به سطح پایینتری تنزل داده است و این موضوع به هر حال در رابطه با اقشار ضعیف و آسیب پذیر نقش پررنگ تری را ایفا می کند. در واقع همه اینها دست به دست هم داده تا کسانی که سطح زندگی متوسط داشتند به سطح پایین ریزش کنند و بالتبع اقشار آسیب پذیر این مشکلات برایشان چندین برابر است. اما این مورد را باید با تاکید بگویم که خدمات ما تغییر نیافته و حتی با سیاست هایی که بهزیستی کشور اعمال کرده و با حمایت سازمان کار و تعاون و رفاه اجتماعی، ما طرح معیشت را برقرار کردیم واین مساعدت خوبی بود که بتوانیم خدمات بهتری بدهیم . از سویی دیگراعتباراتمان را تا جایی که می شده گسترش دادیم تا بتوانیم بار مشکلات مددجویان را کم کنیم، اما به علت اینکه بار مشکلات بیشتر از توانایی نهادهای حمایتی است و این طبیعی است که برای جامعه حقوق بگیر متوسط ما که با مستمری اندکی اداره میشوند، این مشکلات ظهور بیشتری یابد . امیدواریم که تا جایی که وزارتخانه برنامه ریزی کرده این حمایت ها را انجام بدهیم.

    یعنی شما در دوران کرونا خدمات بیشتری به مددجویان داده اید؟

    خوشبختانه همینطور است. در دوران کرونا یارانه نگهداری بیماران روانی مزمن، سالمندان و معلولان ذهنی بهتر و بیشتراز سال های گذشته و حتی به موقع بوده و سر وقت به موسسات غیر دولتی طرف قراردادمان پرداخت شده . در واقع یکی از سالهایی که اتفاقا یارانه ها به موقع پرداخت شده سال ۹۹ بوده وسازمان بهزیستی کشور ازهر منبعی زده و نگذاشته که این یارانه ها که خدمات مستمر شبانه روزی را به مددجویان مقیم ما می دهند قطع شود.

    اما فکر نمی کنید هر چقدر هم افزایش یارانه داشته باشید با اعتبارات کوتاه قدی که گفتید نمی شود، این قشر را از چاله فقر نجات داد؟

    این را قبول دارم که اقشار ضعیف تحت پوشش کمیته امداد و بهزیستی با توجه به این اتفاقات و نوسانات اقتصادی و ریالی و دلاری و افزایش و جهش قیمت ها حال و روز خوبی ندارند و باید همه فعالیت هایمان را در راستای حمایت از این قشر هدایت کنیم تا بتوانیم از جامعه هدفمان حمایت های بیشتری داشته باشیم.

    به نظر شما برای اینکه شکاف بین بهزیستی و مددجویان به کمترین حد ممکن برسد چه باید کرد؟

    برای اینکه این شکاف برداشته شود، سازمان بهزیستی کشور اخیرا طرحی را تحت عنوان مراکز مثبت زندگی اجرا کرده است، به این صورت که با توجه به پتانسیل های بخش غیر دولتی یکسری مراکز را تعریف کردیم که براساس آمارها ۹۴ مرکز در استان و بیش از ۲۵۰۰ مرکز در سطح کشور در حال فعالیت هستند و به نوعی نقش بهزیستی های کوچکی را ایفا می کنند که به مانند پنجره ای تمام خدمات بهزیستی، در قالب خدمات مددکاری در این مراکز انجام می شود و این باعث می شود که بتوانیم شکاف بین مددجویان و بهزیستی را کاهش دهیم و ارتباط تنگاتنگی با جامعه هدفمان ایجاد کنیم که آنها بتوانند به راحتی به مسئولان بهزیستی دسترسی داشته باشند.هم اکنون این فعالیت ها شروع شده و تقریبا با حذف پرونده های فیزیکی تمامی فعالیت ها به شکل الکترونیکی و بانک اطلاعاتی مشخصی پردازش می شود. به این شکل می شود مددجویان را با سیستم فناوری رصد کنیم و درخواست های آنها را به مددکاران ارجاع دهیم.

    با این حساب و با فعالیت های انجام شده این طور برداشت می شود که همه چیز خوب و عالی پیش می رود ؟

    من چنین حرفی نزدم . وقتی همه چیز خوب و عالی است که تمام نیازهای مددجویان را مرتفع کنیم ما کمک هزینه ای به مددجو می دهیم که در حد توانمان هست .
    و این کمک هزینه چقدر است ؟
    حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان
    و این مقدار کمک هزینه به نظر شما برای خانواده هایی که حداقل یک معلول یا سالمند در خانه دارند و چندین برابر این مقدار باید هزینه کنند رضایتبخش است؟
    خب به این خاطر ما از تکالیف قانونیمان عقب هستیم که تامین اعتبار نشده است و وقتی می توانیم ابراز رضایت داشته باشیم که شرایط بهتری داشته باشیم، ما رضایت داریم، اما رضایت صد در صد نداریم قصدمان این است که به مددجویانمان جایگاه بدهیم و به دلیل کمبود اعتبارات به همه معلولان نمی توانیم خدمت مستمر بدهیم و خیلی از امتیازات را به معلول شدید می دهیم و در این شرایط شاید نتوانیم به معلول خفیف خدمات مستمر بدهیم، اما ایده آل ما این هست که حداقل حمایت های معیشتی از تامین اجتماعی را برای مددجویان فراهم کنیم. ما اکنون در رابطه با قانون جامع حمایت از حقوق معلولان بسیار نگرانیم به این خاطر که دستگاه ها به درستی این قانون را اجرایی نکرده اند و ما انتظار داریم که طبق این قانون حمل و نقل داخل شهری برای معلولان رایگان باشد و همچنین نظام مهندسی پروانه پایان کار به ساختمان هایی که مناسب سازی نشده ندهد.
    آقای دکتر۴۰ سال هست که بهزیستی تشکیل شده، اما ما هنوز در زمینه قانون جامع معلولان و بسیاری از مسائل دیگر ما همچنان در خم یک کوچه هستیم، رمپ های شیب دار هنوز هم هست. پارک معلولان اصلا برای معلولان نیست، کودکان کار و خیابان و متکدیان و بسیاری از مثال های دیگر. به نظر شما چند سال دیگر باید بگذرد تا در دایره حل این مشکلات قرار بگیریم؟
    این سوال را باید از متولیان امر بپرسید .
    متولیان امر شامل نهادها و سازمان هایی می شوند که با شما هم در ارتباط هستند. از جمله شهرداری نیروی انتظامی، فرمانداری و غیره که وقتی با آنها هم این مشکلات را در میان می گذاریم به سازمان دیگری ارجاع می دهند و این پاسکاری ها و توپ به میدان دیگری انداختن ها ادامه دارد.
    با تاسف باید بگویم این مشکلات به این دلیل به وجود می آید که دستورالعمل ها و قوانین از سوی نهادها و سازمان ها خوانده نمی شود. بسیاری از مسئولان هستند که حتی نمی دانند این آیین نامه ها مربوط به آنها است. قانون می گوید: ساماندهی کودکان کار و خیابان با شهرداری ها و فرمانداری ها هست و مسئولیت ما این است که به مراکز برویم و مددکار ببریم و جامعه هدف خودمان را از میان آنها انتخاب کنیم. هم اکنون در حصه پنج قومیت وجود دارد که هر کدام مشکلات خاص خودشان را دارند و نهادهای مختلف باید بر آنها نظارت داشته باشند. ما نیازمند یک قرارگاه اجتماعی هستیم که شامل دانشگاه علوم پزشکی، اموراتباع خارجه، بهزیستی، فرمانداری، کمیته امداد امام خمینی(ره) و سازمان های دیگراست. تا زمانی که این قرارگاه اجتماعی تشکیل نشود، هر ارگانی مشکلات مربوط به خودش را از سرخود باز می کند. ما اکنون نزدیک به هزار و ۲۰۰ کودک فاقد سرپرست موثر را سرپرستی می کنیم و در این زمینه خیرین زیادی به ما کمک می کنند و ناتوان نیستیم، اما این فقط بهزیستی نیست که بار تمامی مشکلات را باید به دوش بکشد. علامت سوال های زیادی وجود دارد از جمله اینکه آیا سازمان فنی و حرفه ای در قبال اشتغال این جامعه کاری انجام داده است؟ آیا تامین اجتماعی در زمینه بیمه این افراد فعالیت می کند؟ آیا کمیته امداد در زمینه معیشت این قشر اقدامی انجام داده ؟ اینها علامت سوال هایی است که وجود دارد و مانند ترافیک تهران که هر کسی آن را بر گردن دیگری می اندازد این قضیه هم لاینحل مانده است .

    با این تفاسیر نباید انتظار بهبود اوضاع جهان کوچک جامعه هدف شما را داشته باشیم ؟

    نه تا زمانی که یک قرارگاه اجتماعی ایجاد نشود و ۱۱ دستگاهی که وظیفه دارند به وظایف خود عمل نکنند؛ به این خاطر که ما یکی از تنهاترین ارگان هایی هستیم که داریم خدمات می دهیم و حتی اگر مناسب سازی مبلمان شهری صورت نگرفته باشد همه از چشم ما می بینند.در حالی که ما بیش از وظیفه ای که داریم به مسئولیت هایمان عمل می کنیم، اما همواره مورد سوظن واتهام هستیم.

    گویا اگر ارگانی به قوانین عمل نکند اتفاق خاصی هم نمی افتد ؟

    متاسفانه بله. به این خاطر که نظارتی وجود ندارد و این در حالی است که اگر قرارگاه اجتماعی باشد می تواند از این ارگان ها به واسطه عمل نکردن به وظایفشان بازخواست کند.این جزیره ای عمل کردن دستگاه های مختلف و اینکه باید در این زمینه جوابگو باشند وظیفه شما خبرنگاران و مردم است که از آنها بخواهید.

    پس برای بازخواست از مسئولان باید موضوع دیگری هم مطرح شود اینکه ما اکنون با رشد بیش از حد کودکان و نوزادان معتادی روبرو هستیم که آمارشان هر روز در حال بالا رفتن است، به نظر شما کودک معتاد برای درمان باید به کجا مراجعه کند؟ما با خاطرات تلخی از کودکان معتاد روبرو هستیم که هر چه سنشان بالاتر می رود به ماده مخدر اعتیادآورتری دچار می شوند و در حقیقت درد خماریشان درمان شده است.
    به دانشگاه علوم پزشکی، چون بحث درمان با ما نیست و درمان معتادان با دانشگاه علوم پزشکی است.
    یعنی شما در این زمینه هیچ مسئولیتی ندارید ؟
    هر دستگاهی وظیفه خودش را انجام می دهد. اگر کودکی بی سرپرست و فاقد سرپرست موثر باشد دانشگاه علوم پزشکی باید ابتدا این کودک را ترک بدهد و ما پس از آن وارد مرحله تحت پوشش قرار دادن این کودک می شویم البته بر حسب وظایفی که داریم از جمله اینکه این کودک فاقد سرپرست موثر باشد.ما کار درمانی نمی توانیم بکنیم، چون اگر من چنین کودکانی را بستری کنم باید هزینه درمانش را تا چندین برابر بدهم . اما تا وقتی که یک حلقه از این زنجیر کار خودش را انجام ندهد این فعالیت ها ابتر می ماند.

    طبق آمارهای وزارت بهداشت و مرکز آمار ایران، روزانه بین ۲۰ تا ۲۰۰ نوزاد معتاد به دنیا می آیند این مورد هم مربوط به بهزیستی نیست ؟

    ببینید این هم مسوولیتش با بهزیستی نیست. مادران باردار متجاهر و مادران باردار غیر متجاهر و کلا زنان بارداری که معتاد هستند، نمی توانند تحت پوشش بهزیستی در زمینه درمان قرار بگیرند و ما در این زمینه مسئولیتی نداریم .

    اما اگر این نوزادان به حال خود رها شوند و آمارها همینطور بالا برود قبول دارید که بعدها بار بیشتری روی دوش بهزیستی می افتد ؟ چرا بعد، همین الان هم این بار روی دوش ما است. آیا به نظر شما باید ما تمام مشکلات دنیا را حل کنیم تا باری روی دوشمان نیافتد؟

    نه منظور من این نیست؛ اما با این تفاسیر چرخه ای ایجاد می شود که هر روز دایره آن بزرگتر می شود و این به نفع هیچکس نیست.
    ما اکنون هم در شیرخوارگاه هایمان افراد معتاد داریم نمی توانیم بگوییم که ارتباط نداره یا مراجع قضایی به ما تکلیف می کنند یا خود مددکار دلش نمی آید که این کار را انجام ندهد. البته به هر حال کودکانی از طرف کلانتری و نیروی انتظامی و یا دستگاه قضا به ما می سپارند که یا مددکار نمی تواند او را رها کند و یا ما مسئولیت درمانیش را بر عهده می گیریم ما هم اکنون در شیرخوارگاه هایمان نوزاد معتاد داریم و هزینه درمان این بچه ها برای ما بسیار کمرشکن است.
    آماری از کودکان و نوزادان رها شده دارید ؟
    خیلی زیاد نیست .
    چقدر؟
    تعداد اندک است . حدود ۱۳ نوزاد در ماه که البته ۹۰ درصدشان پدر و مادر دارند، منتهی بدسرپرست هستند.۱۰ درصد هم مجهول الهویه و فاقد سرپرست موثر هستند که یا خودشان یا خانواده یا مرجع قضایی از ما می خواهند که نگهداریشان را بر عهده بگیریم .

    جالب است که این آمار نسبت به چند سال گذشته کمتر شده در حالی که با سیر صعودی ناکامی اقتصادی ربرو بودیم. این آمار کمی متناقض نیست؟

    در این رابطه نمی توانم نظری بدهم.

    آقای نصر شما در زمینه آمارها سانسور هم دارید ؟

    نه ما کلا اهل سانسور نیستیم، اما آماری به مردم می دهیم که پخته و بررسی شده باشد تا شامل تشویش اذهان عمومی نشود، نه تنها ما هیچ کشوری لخت و عریان همه آمارش را در اختیار مردم نمی گذارد .

    و در پایان به بهزیستی چه نمره ای می دهید ؟

    ۲۱

    یعنی اینکه هیچ نقطه مبهمی وجود ندارد و ما خیلی خوبیم ؟

    ما تعبیرمان این است ما با حداقل امکانات و اعتبارات بهترین نتیجه را می گیریم برای همین نمره ما ۲۱ است و در آخر آرزویم این است که هیچ کودکی در دنیا بدون سرپرست موثر نباشد.

    میانگین امتیازات ۵ از ۵
    از مجموع ۱ رای
    لینک کوتاه : https://inhaftemag.com/?p=6795

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    ثبت دیدگاه

    مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : 0
    قوانین ارسال دیدگاه
    • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
    • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
    • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.